تبلیغات راست
شهید بروجردی

· منوی مدیریت
· خبر جدید
· ایجاد نظرسنجی
· مقالات
· خروج


مطالب تصادفی

مقالات
[ مقالات ]

·مختار نامه :: {فلسفه قیام مختار}::
·چرا ماه در شب ها اشکال مختلفی دارد؟
·بررسی عرفان های نوظهور

عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
رمز عبور:
تايپ مجدد:
 

پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

پشتیبانی یاهو
در حال حاضر این بلوک با مشکل مواجه شده است .


خطبه فدک واهداف فاطمه سلام الله علیها

""الهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد ""
شمع زینب سلام الله علیها - بروجـــرد
خطبه فدک واهداف فاطمه سلام الله علیها

عبدالله بن حسن از پدرانش (علیهم السلام) روایت کرده: هنگامی که ابوبکر تصمیم گرفت فدک را از حضرت زهرا علیهاسلام بگیرد، چون این خبر به آن حضرت رسید به همراه گروهی از کنیزان و زنان خویشاوند خود، در حالی که چادر بلندش به زمین کشیده می‏شد و راه رفتنش چیزی از راه رفتن رسول خدا کم نمی آورد و کاملا شبیه آن حضرت بود، از خانه بیرون آمده، به مسجد وارد شد.
اطراف ابوبکر را عده‏ای از مهاجر و انصار گرفته بودند، پرده‏ای برای فاطمه (علیهاسلام) آویختند؛ آن حضرت در پشت پرده نشست و سپس ناله جانگدازی از دل برآورد؛ به طوری که حاضرین به گریه افتادند و مسجد یکپارچه به خروش و اضطراب آمد.
حمد و سپاس الهی
حضرت لحظه‏ای مکث کردند تا هم همه جمعیت فرو نشست و سر و صداها خاموش شد. سپس کلام خود را با حمد و سپاس الهی و درود بر پیامبر خدا آغاز کرد. از شنیدن صدای فاطمه دوباره مردم به گریه افتادند. بعد از سکوت و آرامش فاطمه (علیهاسلام) کلام خود را چنین آغاز فرمود: خداوند را سپاس برآنچه نعمت داد و به قلب‏ها الهام فرمود؛ و مدح و ستایش برای خدایی که به نعمت‏های عامه‏اش قبل از استحقاق ابتدا کرد و هرگونه نعمتی را ارزانی داشت و یکی پس از دیگری بر ما فرو ریخت نعمتهایی که از شماره بیرون است و جزای آنها را هرگز نتوان داد و نهایتش را نتوان فهمید.
انسانها را ترغیب فرمود که شکر او را به جای آورند تا او نعمت‏هایش را فزونی بخشد و


ی در پی عطا کند و از آنها طلب حمد و سپاس کرد تا نعمتهایش را بر آنها بریزد و آنها دوباره همانند آن نعمتها را از او درخواست کنند.
گواهی به وحدانیت الهی
و اشهد ان لا اله الا الله و گواهی می‏دهم که معبودی جز الله نیست، خدایی یگانه و بی‏شریک، و این کلمه توحید کلمه‏ای است که نتیجه‏اش اخلاص است و در قلبها ریشه دارد توحید در فطرت انسان نهاده شده و هر کس به آن اندیشید آنرا با عقلش مطابق دانست. توحید نظری و استدلالی.
خدایی که چشم‏ها توان دیدنش را و زبانها توان وصفش را و خیالات توان چگونگی‏اش را ندارند.
او همه چیز را از هیچ پدید آورد و برای آفرینش آنها الگو و نمونه‏ای نداشت؛ بلکه آنها را به قدرتش آفرید و به اراده‏اش خلق کرد بدون اینکه به آنها نیازی داشته باشد یا از آنها فایده‏ای ببرد؛ و این نبود مگر اینکه حکمتش را پایدار کند و بر طاعتش آگاهی دهد، قدرتش را اظهار کند و مردم را بنده خود گرداند و دعوتش را گرامی دارد.
و سپس بر طاعت خود ثواب و بر معصیتش عقاب نهاد تا بندگان را از خشم خود باز دارد و به سوی بهشت فرا خواند.
گواهی به رسالت محمد صلی الله علیه و آله
و اشهد ان ابی محمدا عبده و رسوله و گواهی می‏دهم که پدرم محمد (صلی الله علیه و آله) و سلم بنده و رسول خداست و خداوند او را برگزید قبل از اینکه به او ماموریت دهد و او را نام نهاد قبل از آنکه او را در ظاهر پدید آورد و او را انتخاب کرد قبل از اینکه پیامبرش کند؛ چه، آفریدگان در علم غیب خدا مستور و در پرده ترسها نگه داشته شده و با عدم، دست به گریبانند و خداوند پی‏آمد کارها را می‏داند و بر رویدادهای روزگار احاطه دارد و به جایگاه کارهای شدنی آشناست.
خداوند رسولش را فرستاد تا فرمان خود را تمام و کامل کند و اراده حتمی‏اش را در مورد اجرای احکامش ظاهر سازد و تقدیرات قطعی‏اش را نافذ فرماید. و چون دید امتها فرقه فرقه شده و دینهایشان پراکنده گشته، هر دسته به دور آتشی جمع و به بت‏ پرستی مشغولند و با اینکه خدا را می‏ شناسند منکر او شده‏اند، لذا ظلمت‏ها را با نور محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) روشن کرد و تیرگی قلبها را زدود و موانع را از جلو چشم‏ها برداشت و مردم را هدایت فرمود و از گمراهی رهانید و کوری‏ها را به بینایی تبدیل کرد و آنها را به دین قویم خود هدایت و به راه مستقیم دعوت فرمود.
سپس خداوند آن حضرت را به مهربانی و اختیار و خواست و رغبت و ایثار خویش قبض روح کرد و از رنج و زحمت این دنیا آسوده نمود و ملائکه ابرار اطرافش را گرفته، به رضوان پروردگار غفارش رساندند و در مجاورت خداوند فرمانروای مقتدر جای دادند.

اشاره به قرآن بعنوان عهد الهی
درود الهی بر پدرم که پیامبر و امین وحی و برگزیده و منتخب و مورد پسند خداوند است و سلام و رحمت و برکات خدا بر او باد. سپس فاطمه (علیهاسلام) رو به اهل مجلس کرد و فرمود: شما ای بندگان خدا مورد خطاب امر و نهی الهی و حاملان دین و وحی او هستید تا نسبت به این دین درباره خود امین باشید و به دیگر امتها هم برسانید.
ای مردم در بین شما خداوند عهدی گذاشته است و آن کتاب ناطق خدا، قرآن صادق و نور درخشان و چراغ تابناک است که دیدگاه‏هایش روشن و اسرارش آشکار و ظواهرش درخشان است؛ قرآنی که پیروانش مورد غبطه دیگران و پیروی‏اش کشاننده به سوی بهشت و حرف‏شنوایی از آن موجب رهایی است.
به وسیله قرآن می‏توان به برهان‏های روشن و حرمت‏های دورباش زده و شواهد روشن و استدلالات کافی و فضائل مورد پسند و امور جایز و بخشیده شده و قوانین حتمیه الهی دست یافت.
احکام اسلام برای هدایت انسانها
وای مردم مسلمان؛ خداوند تبارک و تعالی ایمان را موجب پاکی شما از شرک قرار داد و نماز را برای دوری از تکبر ،و زکات را باعث طهارت روح و فزونی در روزی ،و روزه را برای پایداری اخلاص ،و حج را موجب استواری دین ،و عدل را برای تقویت دلها، و پیروی از ما اهل بیت را موجب نظم ملتها، و پیشوائی ما را برای امان از تفرقه ،و جهاد را موجب عزت اسلام، متین کرد .
و چنین مقدر فرمود که صبر موجب استحقاق پاداش ،و امر به معروف مصلحت اندیشی برای همگان ،و نیکی به پدر و مادر سپری از خشم پروردگار، و صله رحم موجب زیاد شدن عمر،و قصاص موجب جلوگیری از خونریزی‏ها گردد ،و وفای به نذر سبب بخشش باشد ،و و کامل کردن ترازوها موجب عدم زیان ،و نهی از آشامیدن شراب برای پاکی از پلیدی، و دوری از تهمت ناروای جنسی پرده‏ای برای جلوگیری از لعن، و ترک دزدی موجب حفظ عفت جامعه شود.
و خداوند شرک را حرام فرمود تا در ربوبیت او اخلاص باشد؛« فاتقوالله حق تقاته» پس آنگونه که شایسته است تقوای الهی را پیشه خود کنید و جز در حال مسلمانی از دنیا نروید و در اوامر و نواهی الهی اطاعت کنید زیرا فقط بندگان عالم از خداوند خوف دارند.
سپس فاطمه (علیهاسلام) فرمود: «ایهاالناس! بدانید من فاطمه‏ام و پدرم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است. آنچه را که می‏گویم از اول تا به آخر صحیح است. نه سخن بیهوده می‏گویم و نه کار ناروا انجام می‏دهم.
معرفی نسب خویش و علی علیه السلام با پیامبر
من دختر آن پیامبرم که خداوند درباره‏اش فرمود: « فرستاده‏ای از جانب من به سوی شما آمده که زحمت‏های شما بر او گران است و نسبت به اصلاح شما حریص است و با مؤمنین رؤوف و مهربان. اگر نسب او را بشناسید می‏دانید که او فقط پدر من است نه هیچ‏یک از زنان شما و اوست برادر امیرالمؤمنین علی علیه السلام نه هیچیک از مردان شما و چه خوب است منسوب بودن به آن حضرت که درود خداوندی بر او و خاندانش باد.
نجات از گمراهی و شرک با رسالت پیامبر
آن حضرت رسالت خویش را ابلاغ و اندرزهای خود را انجام داد. از هر مرتبه‏ای از شرک دور بود و رمق مشرکین را گرفت و با حکمت و پند نیکو، ایشان را به راه پروردگارش دعوت فرمود؛ بتها را شکست و گردن ‏فرازان را سرکوب کرد تا شکست خوردند و گریختند. کم‏‎کم ظلمتها رفت و صبح هدایت دمید و حق روشن شد و زعیم دین لب گشود و های و هوی شیطان فرو نشست.
فرومایگان منافق نابود شدند و گره‏های کفر و پراکندگی گشوده شد و کلمه اخلاص (لا اله الا الله) در زبانها پیچید در حالی که شما بر لب پرتگاه گودال جهنم بودید.
و شما از شدت ضعف جرعه هر آشامنده و طعمه هر خورنده و آتش گیره هر شتابانی بودید و همه بر سر شما قدم می‏گذاشتند و شما را له می‏کردند آب گندیده می‏خوردید و غذای شما گوشت خشک شده و برگ درختان بود، با حالتی ذلیل همیشه در ترس بودید که مبادا اطرافیان بریزند و شما را به یک حمله بربایند.
نقش علی علیه السلام در رسالت پیامبر
پس خدای تبارک و تعالی را به پدرم محمد (صلی الله و علیه و آله و سلم )از آن وضع اسفبار نجات داد و بعد از همه مقدمات و بعد از آنکه گرفتار مردم قوی و گرگان عرب و طاغیان اهل کتاب شدید، خداوند هر آتشی را که بر افروختند خاموش کرد و هر گاه شیطانی سربلند می‏کرد و متجاوزی چون مار، اجتماع مسلمین را تهدید به مرگ می‏کرد، آن حضرت برادرش علی امیرالمومنین (علیه السلام) را به کام آنها می‏فرستاد و علی علیه السلام هم دست از آنها برنمی‏داشت مگر اینکه آنان را گوشمالی داده شراره آتش آنان را خاموش می‏کرد.
آری؛ علی در راه خدا رنج‏ها دیده و تلاشها نموده است. به رسول خدا نزدیک و نسبت به اولیاء خدا سرور بود. آستین همت را بالا زده، خیرخواه و کوشا و رنج ‏دیده و زحمتکش بود در حالیکه شما در آسایش و رفاه بسر می‏بردید و به فکر خود بودید.
از نعمت‏ها بهره‏ مند و آسوده و بی‏خیال در کمین ما نشسته بودید که اوضاع چگونه می‏چرخد و گوش بزنگ اخبار بودید. در وقت استراحت زودتر از دیگران بر زمین می‏نشستید و در موقع جنگ پا به فرار می‏گذاشتید.
غصب ولایت علی علیه السلام
پس هنگامی که خداوند برای پیامبرش، خانه پیامبران و جایگاه برگزیده برگزیدگانش را انتخاب کرد در بین شما کینه و نفاق آشکار و جامه دین فرسوده گشت، افراد گمراه خموش به نطق آمدند و فرومایگان پست به صحنه درآمده، سرکردگان تبهکار نعره کشیدند و در میدانها جولان دادند.
شیطان سرش را از گریبان برآورد و شما را به سوی خود فرا خواند و شما را اجابت کننده دعوت خود یافت که گول او را خورده‏اید. سپس در آزمایش خود، شما را بی‏وزن و ناچیز دید و چون تحریکتان کرد و به خشم آمدید و بر غیر شتر خود داغ زدید (شتر دیگران را به نام خودتان غصب کردید) و به آبشخور دیگری وارد شدید! بله.
هنوز چیزی از رحلت رسول خدا نگذشته بود و زخم و جراحت فقدان او هنوز به هم نیامده و بهبود نیافته بود، بلکه هنوز جسد رسول خدا دفن نشده بود که شما از ترس اینکه فتنه‏ای به پا شود شتاب کردید و خلافت را ربودید. آگاه باشید که با این عمل در فتنه و آشوب سقوط کرده و جهنم را که بر کافران احاطه دارد برای خود برگزیدید.
خارج شدن از راه صواب پس از رحلت پیامبر
پس هیهات بر شما، شما را چه شد و به کجا می‏روید؟ و چه بیراهه میروید! این کتاب خداست پیش روی شما و امورش روشن و دستوراتش درخشان و پرچم‏هایش برافراشته و دورباش‏هایش آشکار و فرامینش واضح است. و شما آنرا پشت سرانداخته‏اید. آیا تصمیم دارید به غیر آن حکم کنید؟! و این چه بد تبدیلی است برای ستم‏پیشگان و هر کس دین جز اسلام بجوید هرگز از او پذیرفته نگردد و در آخرت از زیانکاران است.
و بعد هم شما چندان صبر نکردید که سرکشی این فتنه فرو بنشیند و مهار این شتر رسیده به چنگ آید، بلکه به شعله‏هایش دامن زدید و جرقه‏هایش را تحریک کردید و ندای شیطان گمراه‏کننده را پاسخ مثبت دادید تا انوار درخشان دین را خاموش کنید و سنت‏های پیامبر برگزیده را نابود سازید.
به خوردن کف روی شیر تظاهر می‏کردید ولی در باطن می‏خواستید از شیرها بنوشید. (ظاهرا دلسوزی برای دین می‏کردید ولی باطنا می‏خواستید به متاع دنیا برسید.) و نسبت به خاندان رسول خدا دورویی و نفاق به خرج دادید.
ما با شما از در صبر می‏آییم همچون کسی که دستش را به لبه تیز کارد گرفته و یا نیزه‏ای در شکمش فرو رفته باشد.
ذکر بینه از قرآن برای ارث
آیا چنین پنداشته‏اید که ما را ارثی نیست؟ آیا از دستورات دوران جاهلیت پیروی می‏کنید؟ کیست که از خداوند بهتر حکم کند برای گروهی که باور دارند. آیا نمی‏دانید؟ برای غاصبان فدک مانند خورشید درخشان، واضح است که من دختر پیامبرم و باید از او ارث ببرم.
ای مسلمانان! من باید برای گرفتن ارثم مغلوب شوم؟!
ای پسر ابی قحافه (ابوبکر) آیا در کتاب خداوند آمده که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم نبرم؟! حقا که سخن ناروایی گفته‏ای! آیا عهد کتاب خدا را کنار گذاشته، پشت سرتان انداخته‏اید در آنجا که گوید «و سلیمان از داود ارث برد .
و آنجا که داستان یحیی بن زکریا را بازگو می‏ کند که می‏فرماید« پروردگارا از سوی خودت جانشینی به من ببخش که از من و خاندان یعقوب ارث ببرد و آنجا که می‏فرماید «بعضی از خویشان بر بعضی دیگر در کتاب خدا مقدم هستند»
و نیز آنجا که می‏فرماید «خداوند شما را درباره فرزندانتان سفارش می‏کند که پسر دو برابر دختر ارث ببرد» و یا فرمود «اگر مالی را به‏جای گذارد، به ‏طور شایسته برای پدر و مادر و نزدیکانش وصیت کند و این حقی است بر پرهیزکاران.» .
آیا گمان کرده‏اید که مرا از پدرم نصیبی نیست و ارثی نمی‏برم و اصلا خویشاوندی بین ما نیست؟! آیا برای شما آیه‏ای اختصاصی آمده که پدرم از آن خارج است؟ یا می‏گویید اهل دو ملت مختلف از یکدیگر ارث نمی‏برند و من و پدرم اهل یک ملت و آئین نیستیم؟! آیا شما از پدرم و پسر عمم،علی، به عام و خاص قرآن داناترید؟ پس این شما و این فدک، همچون شتر مهارشده و زین کرده!، یکدیگر را در روز حشر خواهیم دید.
پس چه خوب داوری است خداوند، و چه خوب بزرگ و پیشوایی است محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ،و چه خوب وعده‏ گاهی است قیامت، که در آن روز نتیجه زیانبار عمل خود را خواهید دید، ولی پشیمانی سودی ندارد و برای هر خبری جایگاهی است و به‏زودی خواهید دانست که بر چه کسی عذاب خوارکننده فرود اٌمده و شکنجه پایدار وارد می‏شود.
احترام به فرزندان رسولخدا
آنگاه فاطمه (علیهاسلام) به سوی انصار نظر افکنده فرمودند: ای گرده جوانمردان و ای بازوان دین و یاران اسلام! این چه چشم‏پوشی و سهل‏انگاری است که در حق من روا می‏دارید و نسبت به ظلمی که به من می‏شود در خواب غفلتید؟! آیا پدرم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمی‏ فرمود: هر انسانی در فرزندانش حفظ می‏شود؟ (یعنی اگر می‏خواهید جانب کسی را محترم بشمارید بعد از او به فرزندانش احترام کنید.) چه زود این عمل را انجام دادید؟ دست مرا از فدک کوتاه نمودید؟ و برای امری که وقت آن نشده شتابان شدید؟ ای گرده انصار! شما را قدرت و طاقت این هست که خواسته مرا برآورده کنید.
آیا می ‏گویید محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) مرد و رفت و دیگر خبری نیست؟ نه، این امر بزرگی است که شکافش گسترش می‏یابد و رخنه‏اش بازتر می‏گردد و پیوستگی‏هایش از هم می‏گسلد.
و کم کم به قهقرا و جاهلیت برمی‏گردید آری زمین در غیبت او تاریک و ستارگان در مصیبتش گرفته و آرزوها نومید و کوهها فرو هشته و حریم او بی‏ارزش و حرمت او زایل گردید. پس به خدا قسم این است آن بلای بزرگ و مصیبت عظمی که مانندش نیامده و نازل نگشته است.
عمل به قرآن بعداز پیامبر
این کتاب خداست که هر صبح و شام بر در خانه‏های شما فریاد می‏زند و با آواز بلند و تلاوت و فهماندن آن اعلان می‏دارد که انبیاء قبل هم می‏مردند و این حکم الهی و قضاء حتمی بر آنها هم وارد می‏شد؛ آنجا که می‏فرماید: « و ما محمد الارسول. . . » محمد نیست مگر فرستاده‏ای که بیش از او نیز فرستادگانی آمده‏اند و گذشته‏اند.
آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به دوران جاهلیت گذشته خود برمی‏گردید؟ و هر کس به گذشته خود برگردد، (از دین خارج گردد) هرگز زیانی به خداوند نیاورد و به زودی خداوند پاداش سپاسگزاران را خواهد داد.
طلب یاری از مردم
ای وای از گروه اوس و خزرج! آیا میراث مرا ببلعند در حالی که شما را می‏بینم و صدای شما را می‏شنوم و شما با هم جمع و پیوسته‏اید؟! این درخواست من است که شما را فرا گرفته و این خبردادن من است که شما را شامل شده (و من از شما یاری می‏طلبم.)
شما دارای افراد زیاد و قدرت فراوانی هستید و سلاح جنگی و تجهیزات در دست شماست! درخواست من به شما می‏رسد ولی جواب نمی‏دهید و فریاد من به گوشتان می‏رسد ولی به فریادم نمی‏رسید؛ در حالیکه شما به استقبال دشمن در جنگ‏ها معروفید و شما را به خیر و صلاح می‏شناسند.
شما برگزیدگان و منتخب جامعه‏اید، با اعراب جنگیده‏اید و رنج و تعب بسیاری متحمل شده‏اید.
شما با گروه‏های زیادی درگیر شده‏اید و بدون هیچ ضعفی، شجاعان را دفع کرده‏اید. ما فرار نکردیم و شما هم فرار نکردید. هر چه را که ما امر کردیم پذیرفتید تا به دست ما اهل بیت، سنگ آسیای اسلام به چرخش درآمد و نتایج و بهره‏هایش زیاد شد.
بینی شرک به خاک مالید و طغیان تهمت‏ها فرو نشست و آتش کفر به خاموشی گرایید؛ آشوب فتنه‏ها آرام و نظام دین منسجم گردید. پس شما چرا بعد از روشنی راه بیراهه رفتید و چرا حق را پنهان کردید، بعد از اینکه اٌشکار شده بود و چرا عقب ‏گرد کردید و بعد از ایمان مشرک شدید.
آیا شما با مردمی که پیمان خود را شکسته و برای بیرون کردن پیامبر تصمیم گرفته‏اند، نمی‏جنگید با آنکه آنها اول جنگ را شروع کرده‏اند؟ آیا از آنان می‏ترسید در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسید اگر ایمان آورده باشید؟ (یعنی چرا وقتی این گروه غاصب خلافت، پیمان خود را شکستند و به عهدی که درباره امیرالمومنین (علیه السلام) با رسول خدا داشتند وفا نکردند، شما با آنها نمی‏جنگید و از امیرالمومنین دفاع نمی‏کنید؟)
آگاه باشید من شما را چنین می‏بینم که به رفاه ‏طلبی و زندگی راحت متمایل گشته و آن کس که برای زمامداری سزاوار است دور ساخته و به راحتی و آسایش روی آورده و خود را از ضیق و تنگی نجات داده‏اید.
پس آنچه را که فرا گرفته بودید کنار گذاشته و آنچه آشامیدنش آسان بود، بیرون ریختید. پس اگر شما و تمامی کسانی که در روی زمین زندگی می‏کنند کافر شوند،بدانید که خداوند بی‏نیاز و ستوده است.
اتمام حجت با مردم
آگاه باشید آنچه را گفتم با آگاهی نسبت به شما است که شما انگیزه یاری ندارید و نیرنگ و فریب، دلهایتان را فرا گرفته است؛ ولیکن این سخنان خروشی بود که از جان برآمد و آهی بود که از خشم برخاست، کاسه صبر لبریز، و عقده‏های سینه باز و حجت بر شما تمام شد. پس این شما و این شتر خلافت! لجامش را محکم بگیرید و بتازید. اما بدانید پشتش زخمی و پایش لنگ و عار و ننگش همیشگی است. نشان خشم الهی بر آن خورده و عیبش ابدی است.
خلافتی که به آتش برافروخته الهی پیوسته، آتشی که بر دلها احاطه کند؛ در حالی که کلیه اعمال شما در پیش چشم پروردگار است و به زودی ستمگران خواهند دانست که در چه جایگاهی رجوع می‏کنند. من دختر پیامبر شمایم که شما را از عذاب سخت آینده بیم داد. پس هر چه می‏خواهید بکنید. ما هم کار خودمان را می‏کنیم و منتظر باشید که ما هم منتظریم.

هدف فاطمه علیهاسلام از مطالبه فدک
در ماجرای مطالبه‌ی فدک از ابوبکر توسط فاطمه زهرا علیهاسلام باید چند نکته را مد نظر قرار داد:
اولا: فدک حق مسلم حضرت زهرا علیهاسلام بود و گرفتن حق در هیچ قانون و اجتماع و ملتی اشکال ندارد.
ثانیا: با استدلالات محکمش، مظلومیتش ثابت شد و در واقع ظلم ابوبکر به اثبات ‏رسید.
ثالثا: فاطمه زهرا علیهاسلام گویا غصب فدک را بهانه‏ای قرار داد تا به مردم بفهماند ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام هم غصب شده است.
و به همین جهت است که وقتی ابن ابی الحدید از استادش می‌پرسد:« آیا فاطمه در ادعای خود صادق بود؟»
استاد می‏گوید:« بله.»
ابن ابی الحدید می‏گوید:« چرا ابوبکر فدک را به فاطمه علیهاسلام برنگرداند؟»
استاد تبسمی می‏کند و می‏گوید:« اگر ابوبکر فدک را برمی‏گرداند، فاطمه علیهاسلام فردا می‏آمد و ادعای خلافت شوهرش را می‏کرد و ابوبکر را از خلافت کنار می‌زد و ابوبکر هم هیچ چاره‏ای نداشت.»
رابعا: فاطمه زهرا علیهاسلام به دلیل نص آیه قرآن، از هر گونه زشتی و شر، پاک و مطهر است. او می‏گوید فدک مال من است و پدرم به من بخشیده، ولی ابوبکر می‏گوید « لا اعرف صحه قولک » یعنی نمی‏دانم که تو راست می‏گویی یا دروغ. هر مسلمانی می‌فهمد که ابوبکر در واقع آیه قرآن را رد می‌کند، زیرا وقتی فاطمه معصوم و مطهر چنین ادعایی می‏کند حتما راست می‏گوید.
نتیجه اینکه فاطمه علیهاسلام از مطالبه فدک یک هدفهای عالی و معنوی را دنبال می‏کرده است و الا در زمان حیات رسول الله هم که فدک را در اختیار داشت و کارگران در آنجا کار می‏کردند، عوایدش را در راه خدا و فقرا و مساکین بذل و بخشش می‏نمود. (1)

عصمت فاطمه علیهاسلام
همه مسلمانها می‏دانند فاطمه علیهاسلام معصوم بود و هیچگاه در مدت عمر خود گناهی را مرتکب نشد و در روایات هم شواهد بسیاری آمده است.
مثلا رسول خدا فرمود: « فاطمه، بزرگ زنهای بهشت است »؛ یا فرمود: « فاطمه روح من است.»؛ یا فرمود: « فاطمه پاره تن من است.»؛ و یا فرمود: « خداوند جماعتی از ملائکه را موکل کرده است تا فاطمه علیهاسلام را از چهارطرف محافظت کنند.»
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سه روز قبل از رحلتشان به امیرالمؤمنین فرمودند: «. . . زود است که هر دو رکن تو ویران گردد.»
وقتی رسول خدا رحلت کردند، امیرالمومنین فرمود: «این یک رکن من بود.» و روزی که فاطمه علیهاسلام وفات یافتند فرمود: «اینهم دومین رکن من بود.»؛ از این روایت بخوبی روشن میشود که فاطمه علیهاسلام چه مقامی داشته که امیرالمؤمنین با آنهمه عظمت و اهمیتش به او تکیه می‏زده و فاطمه رکن و پایه و ستون آن حضرت بوده است.
آیا شخص غیرمعصوم و گناهکار می‏تواند برای شخصیتی معصوم مانند امیرالمؤمنین تکیه‏گاه باشد؟ فاطمه علیهاسلام در نزدیکی شهادت به امیرالمومنین عرضه داشتند: « ای پسر عم، تو به خاطر نخواهی داشت که هرگز من دروغ گفته باشم و یا خیانت کرده باشم و یا از اول زندگی تا به حال مخالفتی با تو نموده باشم. »
امیرالمومنین فرمودند: «پناه بر خدا ! تو آگاه‏تر و نیکوکارتر و پرهیزکارتر و گرامیتر و ترسانتر از خداوندهستی که به مخالفت با من بر خاسته باشی».
تمام این روایات و فرمایشات دلالت دارد بر مقام عصمت آن حضرت؛ مضافا بر اینکه آیه تطهیر نقل در عصمت اهل بیت است؛ زیرا می‏فرماید: خدای تعالی اراده فرمود که هرگونه رجس و پلیدی را از شما اهل بیت بزداید و « یطهرکم تطهیرا » و شما را پاک کند .
از این قسمت هم به خوبی روشن می‏شود که وقتی ابوبکر برای ادعای حضرت فاطمه، گواه و شاهد می‏خواهد، این به معنای آن است که به عصمت آن حضرت و صدق گفتارش ایمان ندارد؛ لذا امیرالمؤمنین فرمود: ای ابوبکر! اگر کسی شهادت دهد بر اینکه عمل زشتی از فاطمه علیهاسلام سرزده چه می‏کنی؟ ابوبکر گفت: بر او حد جاری می‏کنم. حضرت فرمود: در این صورت کافر خواهی بود؛ زیرا خداوند در قرآن شهادت داده است به عصمت آن حضرت. (2)

خشم فاطمه علیهاسلام
خشم و غضب فاطمه علیهاسلام: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «ای فاطمه! خداوند تبارک و تعالی غضب می‏کند هر جا تو غضب کنی، و راضی است هر جا تو راضی باشی.»
این یک حدیث از احادیث بسیاری است که در مورد خشم فاطمه وارد شده؛ اما از طرفی می بینم در جریان فدک، ابوبکر خشم فاطمه را برمی‏انگیزد به طوری که فاطمه علیهاسلام دیگر با او سخن نمی‏گوید.
فاطمه بعد از جواب رد ابوبکر، از ابوبکر کناره گرفت و دیگر با او سخن نگفت تا وفات یافت و اجازه نفرمود که ابوبکر بر بدن مطهرش نماز بگذارد. (3)

گفتگوی فاطمه علیهاسلام با ابوبکر
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام می‏فرماید چون مردم با ابوبکر بیعت کردند و خلافت او محکم شد، ابوبکر وکیل حضرت فاطمه علیهاسلام را از فدک خارج کرد و فدک را به تصرف خود درآورد.
فاطمه علیهاسلام نزد ابوبکر رفت و فرمود: « چرا وکیل مرا از فدک بیرون کردی؟ پدرم رسول خدا آنرا به امر خدا به من داده است. »
ابوبکر گفت برای این ادعایت شاهد بیاور. فاطمه علیهاسلام ام ایمن را برای شهادت حاضر کرد.
ام ایمن گفت: « ای ابوبکر، تو را به خدا قسم می‏دهم آیا میدانی رسول خدا فرمود: ام ایمن زنی است از اهل بهشت؟ ابوبکر گفت: بله. ام ایمن گفت من شهادت می‏دهم که وقتی آیه فآت ذاالقربی حقه، نازل شد، رسول خدا فدک را به امر خداوند به فاطمه علیهاسلام داد. »
امیرالمومنین علیه السلام هم آمد و همان شهادت را داد.
ابوبکر- که چاره‏ای نمی‏دید- چیزی نوشت و به فاطمه علیهاسلام داد. در این هنگام عمر داخل شد و گفت این نوشته چیست؟
ابوبکر گفت فاطمه ادعا می‏کند که فدک را رسول خدا به او داده.
ام ایمن و علی علیه السلام هم به آن شهادت دادند. من هم این نوشته را نوشتم.
عمر آن نوشته را گرفت و پاره‏اش کرد.
فاطمه علیهاسلام گریه‏کنان از نزد آنها خارج شد.
در روایت دیگری آمده است که وقتی عمر خواست نامه را به زور از حضرت فاطمه بگیرد، به صورت او سیلی نواخت سپس نامه را پاره کرد. (4)

پی نوشت
1. بحارالانوار، ج 29، ص 194، ح 40.
فاطمة الزهراء رحمانی/ 441.
2. بحارالانوار، ج 43، ص 173 و 191.
3. بحارالانوار، ج 43، ص 121 و 182.
بحارالانوار، ج 29، ص 112.
4. بحارالانوار، ج 29، ص 127، ح 27.
بحارالانوار، ج 29، ص 192.
منبع: شبکه ملی مدارس (شبكه جامع آموزشي و پرورشي كشور)

فاطمه (علیهاسلام) , اشهد ان لا اله الا الله , حمد و سپاس , آفرینش , خطبه فدک, عبدالله بن حسن

ارسال شده در مورخه : جمعه، 3 ارديبهشت ماه، 1389 توسط admin  چاپ مطلب
 

مرتبط باموضوع :

 بگراند حضرت زهرا (س)  [ سه شنبه، 7 ارديبهشت ماه، 1389 ] 719 مشاهده
 متن وصیتنامه حضرت زهرا (سلام الله علیها)  [ دوشنبه، 27 ارديبهشت ماه، 1389 ] 844 مشاهده
 آيا فاطمه سلام الله از شيخين راضي شدند؟  [ شنبه، 9 آبان ماه، 1388 ] 777 مشاهده
 معنای نام � فاطمه � چیست ؟  [ سه شنبه، 6 بهمن ماه، 1388 ] 1180 مشاهده
 
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
ورود

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت


اشتراک گذاري مطلب

آخرين اعضا
»modir
»admin
»lahoutian
»vahid528
»ashegheshahadat
»alimiyazdani
»razavi1144
»ROOHOLLAH
»2245528
»151069
آخرين نظرات
بازديد آخرين اخبار
» به رور رسانی سایت[ 10 مشاهده ]
» SMS اس مس ویژه اربعین حسینی[ 37 مشاهده ]
» مهدويت و جنگ نرم (حجت الاسلام دكتر جعفري)[ 1232 مشاهده ]
» صحیفه سجادیه صوتي[ 1240 مشاهده ]
» دانلود مداحي حاج مهدي سلحشور 90/4/3[ 1935 مشاهده ]
» اشعاري درباره بانوي صبر زينب كبري(س)[ 1532 مشاهده ]
» ناگفته‌اي در مورد نحوه اطلاع از نظر امام[ 1495 مشاهده ]
» کلیپ غفلت 3 (Freemasonry symbol)[ 1711 مشاهده ]
» فیس بوک چیست؟ (What is Facebook )[ 1835 مشاهده ]
» برگزاری يادواره شهدای گمنام در بروجرد[ 1439 مشاهده ]
نظرات آخرين اخبار
» به رور رسانی سایت[ 0 نظر ]
» SMS اس مس ویژه اربعین حسینی[ 0 نظر ]
» مهدويت و جنگ نرم (حجت الاسلام دكتر جعفري)[ 9 نظر ]
» صحیفه سجادیه صوتي[ 0 نظر ]
» دانلود مداحي حاج مهدي سلحشور 90/4/3[ 4 نظر ]
» اشعاري درباره بانوي صبر زينب كبري(س)[ 0 نظر ]
» ناگفته‌اي در مورد نحوه اطلاع از نظر امام[ 0 نظر ]
» کلیپ غفلت 3 (Freemasonry symbol)[ 0 نظر ]
» فیس بوک چیست؟ (What is Facebook )[ 0 نظر ]
» برگزاری يادواره شهدای گمنام در بروجرد[ 0 نظر ]
Powered By:Nuke 8.3 MT


Designer Header: AminH3 | Coding : B3eda Group| Edit By : Mavara020