تبلیغات راست

· منوی مدیریت
· خبر جدید
· ایجاد نظرسنجی
· مقالات
· خروج


مطالب تصادفی

کرامات اهل بیت(ع)
[ کرامات اهل بیت(ع) ]

·اشعار امام رضا (ع) درباره بردباری

عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
رمز عبور:
تايپ مجدد:
 

پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

پشتیبانی یاهو
در حال حاضر این بلوک با مشکل مواجه شده است .


شهيد امام رضا (عليه السلام)

شمع زینب سلام الله علیها - بروجـــرد
اوايل سال 72 بود و گرماى فکه. در منطقه عملياتى والفجر مقدماتى، بين کانال اول و دوم، مشغول کار بوديم. چند روزى مى شد که شهيد پيدا نکرده بوديم. هر روز صبح زيارت عاشورا مى خوانديم و کار را شروع مى کرديم. گره و مشکل کار را در خود مى جستيم. مطمئن بوديم در توسلهايمان اشکالى وجود دارد.

آن روز صبح، کسى که زيارت عاشورا مى خواند، توسلى پيدا کرد به امام رضا(عليه السلام). شروع کرد به ذکر مصائب امام هشتم و کرامات او. مى خواند و همه زار زار گريه مى کرديم. در ميان مداحى، از امام رضا طلب کرد که دست ما را خالى برنگرداند، ما که در اين دنيا هم خواسته و خواهشمان فقط باز گردان اين شهدا به آغوش خانواده هايشان است و...



هنگام غروب بود و دم تعطيل کردن کار و برگشتن به مقر. ديگر داشتيم نااميد مى شديم. خورشيد مى رفت تا پشت تپه ماهورهاى روبه رو پنهان شود. آخرين بيل ها که در زمين فرو رفت، تکه اى لباس توجهمان را جلب کرد. همه سراسيمه خود را به آنجا رساندند. با احترام و قداست شهيد را از خاک در آورديم. روزى اى بود که آن روز نصيبمان شده بود. شهيدى آرام خفته به خاک. يکى از جيب هاى پيراهن نظامى اش را که باز کرديم تا کارت شناسايى و مدارکش را خارج کنيم، در کمال حيرت و ناباورى، ديديم که يک آينه کوچک، که پشت آن تصويرى نقاشى از تمثال امام رضا(عليه السلام) نقش بسته به چشم مى خورد. از آن آينه هايى که در مشهد، اطراف ضريع مطهر مى فروشند. گريه مان درآمد. همه اشک مى ريختند. جالب تر و سوزناکتر از همه زمانى بود که از روى کارت شناسايى اش فهميديم نامش «سيد رضا» است. شور و حال عجيبى بر بچه ها حکمفرما شد. ذکر صلوات و جارى اشک، کمترين چيزى بود.

شهيد را که به شهرستان ورامين بردند، بچه ها رفتند پهلوى مادرش تا سرّ اين مسئله را دريابند. مادر بدون اينکه اطلاعى از اين امر داشته باشد، گفت: «پسر من علاقه و ارادت خاصى به حضرت امام رضا(عليه السلام) داشت...»اوايل سال 72 بود و گرماى فکه. در منطقه عملياتى والفجر مقدماتى، بين کانال اول و دوم، مشغول کار بوديم. چند روزى مى شد که شهيد پيدا نکرده بوديم. هر روز صبح زيارت عاشورا مى خوانديم و کار را شروع مى کرديم. گره و مشکل کار را در خود مى جستيم. مطمئن بوديم در توسلهايمان اشکالى وجود دارد.

آن روز صبح، کسى که زيارت عاشورا مى خواند، توسلى پيدا کرد به امام رضا(عليه السلام). شروع کرد به ذکر مصائب امام هشتم و کرامات او. مى خواند و همه زار زار گريه مى کرديم. در ميان مداحى، از امام رضا طلب کرد که دست ما را خالى برنگرداند، ما که در اين دنيا هم خواسته و خواهشمان فقط باز گردان اين شهدا به آغوش خانواده هايشان است و...

هنگام غروب بود و دم تعطيل کردن کار و برگشتن به مقر. ديگر داشتيم نااميد مى شديم. خورشيد مى رفت تا پشت تپه ماهورهاى روبه رو پنهان شود. آخرين بيل ها که در زمين فرو رفت، تکه اى لباس توجهمان را جلب کرد. همه سراسيمه خود را به آنجا رساندند. با احترام و قداست شهيد را از خاک در آورديم. روزى اى بود که آن روز نصيبمان شده بود. شهيدى آرام خفته به خاک. يکى از جيب هاى پيراهن نظامى اش را که باز کرديم تا کارت شناسايى و مدارکش را خارج کنيم، در کمال حيرت و ناباورى، ديديم که يک آينه کوچک، که پشت آن تصويرى نقاشى از تمثال امام رضا(عليه السلام) نقش بسته به چشم مى خورد. از آن آينه هايى که در مشهد، اطراف ضريع مطهر مى فروشند. گريه مان درآمد. همه اشک مى ريختند. جالب تر و سوزناکتر از همه زمانى بود که از روى کارت شناسايى اش فهميديم نامش «سيد رضا» است. شور و حال عجيبى بر بچه ها حکمفرما شد. ذکر صلوات و جارى اشک، کمترين چيزى بود.

شهيد را که به شهرستان ورامين بردند، بچه ها رفتند پهلوى مادرش تا سرّ اين مسئله را دريابند. مادر بدون اينکه اطلاعى از اين امر داشته باشد، گفت: «پسر من علاقه و ارادت خاصى به حضرت امام رضا(عليه السلام) داشت...»

منبع :سر افرازان


شهید امام رضا

ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 7 آبان ماه، 1388 توسط admin  چاپ مطلب
 

مرتبط باموضوع :

 تا آخرين شهيدي که در عراق باشد، کمک ميكنيم  [ پنجشنبه، 6 اسفند ماه، 1388 ] 779 مشاهده
 بسيج چيست و بسيجي كيست؟  [ شنبه، 9 آبان ماه، 1388 ] 500 مشاهده
 زندگی نامه شهید همت  [ پنجشنبه، 16 مهر ماه، 1388 ] 330 مشاهده
 وصیت نامه شهید چمران  [ پنجشنبه، 3 تير ماه، 1389 ] 729 مشاهده
 زندگینامه و خاطراتی از شهید محمد بروجردی  [ شنبه، 4 مهر ماه، 1388 ] 491 مشاهده
 
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
ورود

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت


اشتراک گذاري مطلب

آخرين اعضا
»modir
»admin
»lahoutian
»vahid528
»ashegheshahadat
»alimiyazdani
»razavi1144
»ROOHOLLAH
»2245528
»151069
آخرين نظرات
بازديد آخرين اخبار
» به رور رسانی سایت[ 10 مشاهده ]
» SMS اس مس ویژه اربعین حسینی[ 37 مشاهده ]
» مهدويت و جنگ نرم (حجت الاسلام دكتر جعفري)[ 1232 مشاهده ]
» صحیفه سجادیه صوتي[ 1240 مشاهده ]
» دانلود مداحي حاج مهدي سلحشور 90/4/3[ 1935 مشاهده ]
» اشعاري درباره بانوي صبر زينب كبري(س)[ 1532 مشاهده ]
» ناگفته‌اي در مورد نحوه اطلاع از نظر امام[ 1495 مشاهده ]
» کلیپ غفلت 3 (Freemasonry symbol)[ 1711 مشاهده ]
» فیس بوک چیست؟ (What is Facebook )[ 1835 مشاهده ]
» برگزاری يادواره شهدای گمنام در بروجرد[ 1439 مشاهده ]
نظرات آخرين اخبار
» به رور رسانی سایت[ 0 نظر ]
» SMS اس مس ویژه اربعین حسینی[ 0 نظر ]
» مهدويت و جنگ نرم (حجت الاسلام دكتر جعفري)[ 9 نظر ]
» صحیفه سجادیه صوتي[ 0 نظر ]
» دانلود مداحي حاج مهدي سلحشور 90/4/3[ 4 نظر ]
» اشعاري درباره بانوي صبر زينب كبري(س)[ 0 نظر ]
» ناگفته‌اي در مورد نحوه اطلاع از نظر امام[ 0 نظر ]
» کلیپ غفلت 3 (Freemasonry symbol)[ 0 نظر ]
» فیس بوک چیست؟ (What is Facebook )[ 0 نظر ]
» برگزاری يادواره شهدای گمنام در بروجرد[ 0 نظر ]
Powered By:Nuke 8.3 MT


Designer Header: AminH3 | Coding : B3eda Group| Edit By : Mavara020